حسن حسن زاده آملى
419
هزار و يك كلمه (فارسى)
به حمد اللّه در تجرد نفس ناطقهء انسانى ، غير از ادلّهء نقلى حدود شصت دليل عقلى در دست دارى بنابراين در اين فائدهاى كه جناب خواجه نصير الدين طوسى قدّس سرّه در تعارف ارواح پس از مفارقت ابدان فرموده است : دقت بفرما تا توانى باذن اللّه تعالى در خويشتن پياده كنى : « قد ثبت فى العلوم العقليّة أنّ كلّ مجرّد عن المادّة قائم بذاته فقد يمكن ان يقبل جميع المجرّدات به غير آلة » . يعنى در علوم عقليه ثابت شد كه هرمجرّد از مادّه قائم بذات خود را اين امكان است كه همه مجردات را به نفس ذات خود بدون آلت جسمانى بپذيرد . يكى از دقائق « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » اينكه نفس حادث و مجرد است و چون مجرد است ذات وضع نيست پس فاعل آنكه معطى الوجود است از وضعيّات نيست كه به مشاركت وضع فاعل باشد بلكه از مجردات است و واجب است كه به واجب بالذات منتهى شود ، حافظ قدّس سرّه فرمايد : الا اى طوطى گوياى اسرار * مبادا خاليت شكّر ز منقار سرت سبز و دلت خوش باد جاويد * كه خوش نقشى نمودى از رخ يار طوطى به حروف ابجد 34 است : ط 9 ، و 6 ، ط 9 ، ى 10 ، دل هم به حروف ابجد 34 است : د 4 ، ل 30 ، دل قلب است امام موسى بن جعفر عليهما السّلام به هشام بن حكم فرمود : « يا هشام ان اللّه تعالى يقول فى كتابه انّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب يعنى عقل » . اهل معرفت از نفس ناطقه به طير و بويژه به طوطى و كبوتر كه تازى آن ورقاء و حمامه است تعبير مىكنند . باب الحمامه كليله و دمنه ، و قصيدهء عينيه ابن سينا : هبطت اليك من المحل الارفع * ورقاء ذات تعزّز و تمنع و رسالة الطير وى ، و منطق الطير عطّار ، و امثال اين رسائل از ديگر دانشمندان شرح حال نفس ناطقه انسانىاند . به حمد اللّه آگاهيد كه تكرار در تجلّى نيست كل يوم هو فى شأن هردم در قلوب عارفان نظرى تازه دارد و در ديدهء آنان جلوهاى برون از اندازهء عارف بزرگوار